رسته‌ها
کتابی انتخاب نشده
کتابی آپلود نشده
کتابی انتخاب نشده

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='نگارستانی']در تحقیقات مشخص می شود برنگر شخص دوم روابط نامشروع هم جنسی با شخص اول برقرار نموده و به او وعده کتاب ممنوعه و اسرار را در اختیار وی قرار دهد و هنگامی که فرد پشیمان و برهنه از اتاق بیرون دویده ملاچی و دیگران دیده در گفتگوی افراد پیرمرد کور که سمت ارشدیت داشته از مباحث خنده و امثال ان که باعث کفر می داند به شدت انتقاد کرده که توجه ویلیام را جلب می کند. در صحبت با دکتر مشخص می شود در روزگار دور مقداری زهر از وی مفقود شده و ویلیام یک برگه کپی از برنگر می یابد که به زبان رمز نوشته شده از عینک خود کمک می خواهد که به صورت چنگالی بر بینی سوار شده و دو عدسی دارد که از وی ربوده و از کشف رمز باز می ماند. اهنگر در حال ساخت عینک جدید است که ویلیام و همکار شبانه برای بازدید مخفی از کتابخانه رفته که به صورت دوار و اتاق های تو در تو ساخته شده و قفسه های بزرگ حاوی کتاب دارد و انها راه خود را گم کرده برای برگشت دچار مشکل می گردند.[/quote] چرا شما هر کتابی که مطالعه می کنید خلاصه شو مینویسید ؟ برای معرفی کتاب که تمام رویدادها و جزییات رو نمینویسند یا دلیل دیگه ای داره که ما نمیدونیم
[quote='dizax']نقل قول از وامپایر:ممنون من تا الا کتاب هزارو یک شب ورو شاید بالای پنجاه بارخوندم ولی نمی دونم چ حکایتیه از این کتاب سیر نمی شم این کتاب و امیر ارسلان وامیر حمزه و رستم یل سیستان وووووووووو این کتابا ها بنظرم با روح وخون ما ایرانیا پیوندی ناگسستنی دارن ...من که از خواندن این کتابا خسته نمی شم.خیلی از زحمات شما عزیزان متشکرررررررررررررررررررم جمعا 36هزار صفحه است، و شما پنجاه بار این 36.000 صفحه رو خوندید؟ چنین چیزی امکانپذیر نیست.[/quote] چرا 36 هزار صفحه ؟ مگه 5 جلد بیشتره ؟ 5 تا 600 صفحه میشه 3000 تا
[quote='Behruz67']در ستایش از آدمیت و اینکه آغازکننده‌ی تاریخ‌نگاری علمی در ایران بوده نوشته‌های فراوانی موجوده ولی در نقد این آثار نه چندان و متاسفانه بدون نفد درست و علمی، ارزش یک نوشته معلوم نخواهد بود. در هر حال، در این کتاب، نویسنده چندان به بی‌طرفی خود وفادار نمانده و درست و نادرست به آیین بهائی و بهائی‌ها حمله کرده که حداقل با مطالعه‌ی این بخش‌ها می‌توان متوجه نادرستی آن‌ها شد. در ارزیابی شخصیت‌های دیگر در آثار دیگرش هم دچار مشکلاتی شده که به این نقل‌قول از آجودانی بسنده می‌کنم: «به عنوان مثال وقتی آدمیت به میرزا ملکم‌خان می‌پردازد از آزادی و مجلس در اندیشه ملکم سخن می‌گوید. اما ملکم در روزنامه قانون از آزادی به مفهوم امر به معروف و نهی از منکر یاد می‌کند و مجلس را اجتماع صد‌ها نفر از علمای دین می‌داند و آدمیت به این نکته‌ها اشاره‌ای ندارد. برداشت ملکم از پارلمان و آزادی کاملا رنگ و لعاب دینی به خود می‌گیرد. آدمیت از این برداشت‌ها، رنگ و لعاب‌های دینی را حذف می‌کند. او می‌خواهد به فکر پارلمان و قانونخواهی و آزادی بپردازد. این شیوه‌ای که آدمیت به‌کار می‌گیرد اصل در دید او ایجاد پارلمان است. اصل اندیشه قانونخواهی است و بدین ترتیب جنبه‌های اسلامی نادیده گرفته می‌شود در حالی که این جنبه‌ها شیوه بیان مسلط آن مفاهیم اسلامی شده را نشان می‌دهد. به اعتقاد من این مسئله به شیوه تحلیلی آدمیت برمی‌گردد که سعی می‌کرد مبنای ترقی‌خواهی را در تاریخ بیابد. اما نمی‌دید که این بیان مترقی در بیان شرعی آن‌چه مشکلاتی را برای جامعه ما ایجاد می‌کند. در نتیجه تصویری که از ملکم ارائه می‌دهد تصویر یک روشنفکر سکولار، لیبرال و به تمام معنی طرفدار اروپاست که می‌خواهد تمام آنچه را که در غرب وجود دارد در ایران پیاده کند. این تصور واقع‌بینانه نیست. ما وقتی روزنامه قانون را می‌خوانیم با میرزا ملکم‌خانی مواجه می‌شویم که با آنچه آدمیت نشان داده متفاوت است. یا در مورد میرزاآقاخان کرمانی نیز به همین صورت است. ما سند در دست داریم که میرزاآقاخان کرمانی در بخشی از زندگی خود به دنبال این بود که روحانیون را به قدرت برساند. او به ملکم نامه می‌نویسد که شما در روزنامه قانون به روحانیون تامین بدهید مبنی بر اینکه اگر شما بیایید و حکومت بکنید ظرف دو ماه از «لرد سالسبوری» هم گوی سبقت را می‌ربایید. چرا چنین حرفی می‌زند؟ چون به نظر او روحانیون می‌ترسند که بیایند و قدرت را در دست بگیرند. بنابراین از ملکم می‌خواهد که روحانیون را تشویق به این کار کند. در حالی که تصویری که آدمیت از میرزاآقاخان کرمانی می‌دهد یک روشنفکر ضد روحانیون است. او این بخش از اندیشه‌ها را در آثار خود نمی‌آورد و نادیده می‌گیرد. همچنین میرزاآقاخان در دوره‌ای به دنبال این بود که ظل‌السلطان را به سلطنت برساند اما این مسئله را ما در کتاب «اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی» نمی‌بینیم. چرا؟ چون اگر این مسائل را هم بیاورد آن تصویر آرمانی و قهرمانی که می‌خواهد از میرزاآقاخان کرمانی و ملکم‌خان و… بدهد مخدوش می‌شود.»[/quote] بسیار عالی
[quote='Behruz67']نقل قول از سعید ح م:نقل قول از Behruz67: در صفحه‌ی ۳۵۰، طبق سنت دشمن‌تراشی تا دیگران رو مسئول مشکلات بدونیم نوشته شده که شرکت‌های بزرگ نفتی جهان علیه شاه فعالیت می‌کردند!!. دوست عزیز سنت نیست یک واقعیته ! پس فکر می کنید تمام داستان ملی کردن نفت و 28 مرداد برای چه بود؟ ماجرای انریکو متئی بازرگان ایتالیایی که با شاه قرارداد نفتی امضا کرد رو بخوانید ..نقش شرکت های نفتی در قحطی بیافرا رو مطالعه کنید..تصور نکنید چند شرکت نفتی فقط به فکر استخراج و کارهای مهندسی هستند ! اونا بزرگترین امپراطوری تاریخ هستند .فکر میکنم اگر کتاب نگاهی به شاه عباس میلانی رو بخونید دید شما نسبت به نقشه محمد رضا در 28 مرداد عوض میشه ! منکر این موضوع نیستم و تا حدودی با فعالیت‌ و رقابت‌های این کارتل‌ها آشنایی دارم ولی اینکه تا حد سرنگونی رژیم شاه پیش برند از نظر من فقط تخیلاتی بیش نیست چون وی بهترین مهره‌ی ممکن در آن زمان برای تمامی کشورهای غربی و حتی بلوک شرق بود.[/quote] دوست گرامی کامنت های شما در صفحات دیگر سایت رو درباره موضوعات مختلف خوندم چون فکر میکنم از لحاظ فکر خیلی از هم دور نیستیم به همین دلیل جواب میدم..چون اصولا از این مباحثات پرهیز میکنم نه اطلاعات خوبی دارم نه حال و حوصله.این جمله شما"چون وی بهترین مهره‌ی ممکن در آن زمان برای تمامی کشورهای غربی و حتی بلوک شرق بود."باعث شگفتی من شد.چرا بهترین مهره برای غرب بود ؟بیایید در زمان حرکت کنیم !فرض کنید الان سال 1975 است شاه بهترین روابط رو با غرب داشت قرارداد های تجارتی مهم خرید اسلحه و دیگر قضایا با تدبیر و سیاست بدون یک گلوله قرارداد 1975 تصویب که تمام حقوق ایران رو بر اروند رود به رسمیت میشناسه ..ده سال بعد سال 1985 ایران جنگزده ، دارایی های بلوک شده در خارج ، جنگی که تمام منابع مالی و تسلیحاتی رو به شدت ضعیف کرده ، قیمت نفت با سقوط به بشکه ای 7 8 دلار رسیده ، زیرساخت های کشور نابود شده ، امریکا وارد خلیج فارس شده ، سلاح رو به ناچار (به دلیل تحریم) با چند برابر قیمت از دلالان تهیه میکنیم ، وزن و موقعیت منطقه ای به نفع اسراییل و عربستان کم شده ، امنیت اقصادی ضعیف و با فرار سرمایه های مالی و به ویژه انسانی (فرار مغزها ) روبرو هستیم..و بسیاری دیگر حالا بگویید غرب یا بلوک شرق دوست دارد شاه بر سر کار باشد یا جمهوری اسلامی .. آیا با این منافع سرشاری که فقط از بابت جنگ (مابقی منافع بماند)به غرب و یا شرق رسید میتوان گفت شاه بهترین مهره برای غرب بود؟
[quote='Behruz67']کتاب نسبتا پرحجمی که انصافا در سطح تحقیقی یک پژوهش‌گر دکترا نیست. چندین بخش رو همینطوری ورق زدم و به نکاتی برخوردم که بدون هیچ منبع یا ارجاع درست یا مستند و بر حسب شنیده‌ها و گفته‌ها نوشته شده. یا ادعاهایی که خلاف آن‌ها در منابع دیگر آمده..[/quote] بخش زیادی از تاریخ ما و شاید تاریخ جهان شفاهی است .و سند و مدرکی وجود ندارد .مثلا شاه بر اساس گزارش هایی که دریافت میکردآمریکا و غرب رو پشت انقلاب می دانست .برای سالها به این حرف می خندیدند .. بعد از چهل سال با این همه حمایت غرب از جمهوری اسلامی و منافع بسیاری که کسب کرد اکنون باید درستی این حرف رو سنجید ..دکتر نهاوندی سمت های مختلفی رو زمان شاه داشتن و انسان معتبری است...دیگه قضاوت با شماست !
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.